پنج سطر

از هر کتاب

بایگانی برای ‘ماریو بارگاس یوسا’

اورانیا. والدین چنان که باید مایهء خشنودی او را فراهم نساختند. نام او یادآور ستارهء اقبال، مواد کانی و هرچیز دیگری بود، ولی یادآور زنی بلندقامت، با حرکات ظریف صورت، پوست کشیده، و چشم‌های مختصر اندوهگین درشت و سیاه را که در آینه می‌نگریست، نمی‌شد. نام اورانیا! چه انتخاب عجولانه‌ای. خوشبختانه، با خانم کابرال، دوشیزه کابرال، اوری، یا دکتر کابرال از وی یاد می‌کردند. تا جایی که یاد می‌آورد از   ادامه ...

جاهد جهانشاهی (مترجم) کتاب غیرایرانی ماریو بارگاس یوسا نشر قطره