پنج سطر

از هر کتاب

بایگانی برای ‘لیلی گلستان (مترجم)’

اوّلین چیزی که می‌توانم بگویم، این است که در طبقه‌ی ششم ساختمانی زندگی می‌کردیم که آسانسور نداشت و این برای رزا خانم با اهمه‌ی وزنی که به این‌ور و آن‌ور می‌کشید – آن هم فقط با دو پا – با همه‌ی ناراحتی و دردهایش، یک بهانه‌ی دائمی برای درددل بود. هروقت که بهانه‌ی دیگری برای ناله و شکوه نداشت – آخر، یهودی هم بود – این را به یادمان می‌آورد.   ادامه ...

رومن گاری کتاب غیرایرانی لیلی گلستان (مترجم) نشر ثالث

مردی که همه‌چیز همه‌چیز همه‌چیز داشت با وحشت چشمهایش را باز کرد. وقتی خواب بود هیچ چیزش نبود. زیر بارانی از زنگ خوش‌آهنگ ساعت‌ها از خواب بیدار شد. وقتی خواب بود هیچ چیزش نبود. صد ساعت شماطه‌دار، بیش از صد آونگ کوچک، هزار ساعت شماطه‌دار، بیش از هزار ساعت شماطه‌دار، همه‌شان در یک زمان آغاز به زنگ زدن کرده بودند. یک آونگ گلوله‌ای شکل با صفحه‌ای از اعداد لاتین پشت   ادامه ...

انتشارات کتاب مهناز کتاب غیرایرانی لیلی گلستان (مترجم) میگل آنخل آستوریاس

سانتیاگو ناصر، روزی که قرار بود کشته شود، ساعت پنج و نیم صبح از خواب بیدار شد تا به استقبال کشتی اسقف برود. خواب دیده بود که از جنگلی از درختان عظیم انجیر می گذشت که باران ریزی برآن می بارید. این روءیا لحظه ای خوشحالش کرد و وقتی بیدار شد حس کرد پوشیده از فضلهء پرندگان جنگل است. پلاسیدا لنرو، مادر سانتیاگو ناصر، بیست و هفت سال بعد که   ادامه ...

کتاب غیرایرانی گابریل گارسیا مارکز لیلی گلستان (مترجم) نشر نو