پنج سطر

از هر کتاب

بایگانی برای ‘ارسکین کالدول’

چندین یارد از زمین شنی و خاکی که در زیر آن نقب میزدند یکدفعه شکاف برداشت و خاکها در دهنه نقب فرو ریخت. تای‌تای والدن از فروریختن قسمتی از نقب چنان عصبانی شد که در همانجا در حالیکه تا زانو در خاک قرمزرنگ فرورفته بود و کلنگ بدست داشت ایستاد و بزمین و زمان لعن و نفرین فرستاد. پسرها میخواستند دست از کار بکشند، زیرا پاسی از ظهر گذشته بود   ادامه ...

ارسکین کالدول انتشارات مروارید علی اصغر بهرام‌بیگی (مترجم) کتاب غیرایرانی