پنج سطر

از هر کتاب

بایگانی برای ‘ارسکین کالدول’

کلانتر جف مک‌کرتین در کنار همسرش و در بستر خویش در طبقه بالای ساختمان زندان در آندروجونز، مرکز اداری شهرستان جولی، در خواب عمیقی بود که با صدای کوبیدن در اتاق بیدار شد. او خواب سنگینی داشت، و فقط با ی صدای بلند و غیرعادی یا وقتی همسرش او را بشدت تکان می‌داد، می‌توانست پیش از دمیدن آفتاب و رسیدن بامداد از خواب بیدار شود. کلانتر و همسرش در یک   ادامه ...

ارسکین کالدول انتشارات مهرداد کتاب غیرایرانی محمد رفیعی مهرآبادی (مترجم)

چندین یارد از زمین شنی و خاکی که در زیر آن نقب میزدند یکدفعه شکاف برداشت و خاکها در دهنه نقب فرو ریخت. تای‌تای والدن از فروریختن قسمتی از نقب چنان عصبانی شد که در همانجا در حالیکه تا زانو در خاک قرمزرنگ فرورفته بود و کلنگ بدست داشت ایستاد و بزمین و زمان لعن و نفرین فرستاد. پسرها میخواستند دست از کار بکشند، زیرا پاسی از ظهر گذشته بود   ادامه ...

ارسکین کالدول انتشارات مروارید علی اصغر بهرام‌بیگی (مترجم) کتاب غیرایرانی