پنج سطر

از هر کتاب

بایگانی برای ‘مارگارت اتوود’

ده روز بعد از تمام شدن جنگ، خواهرم لورا خود را با ماشین از روی پل به پایین رت کرد. پل در دست تعمیر بود و لورا درست از روی علامت خطری گذشت که به همین خاطر آن‌جا نصب کرده بودند. ماشینشاخه‌های نوک درختان را که برگ‌های تازه داشتند شکست، بعد آتش گرفت، دور خود چرخید و به داخل نهر کم‌عمق دره‌ای افتاد که سی متر از سطح خیابان فاصله   ادامه ...

انتشارات ققنوس شهین آسایش (مترجم) کتاب غیرایرانی مارگارت اتوود