پنج سطر

از هر کتاب

بایگانی برای ‘انتشارات اساطیر’

آدمکشی در نظر «راون» کار مهمی نبود. تنها یک شغل تازه بود. فقط باید مواظب خودش می‌شد. باید مغزش را به کار می‌انداخت. مساله نفرت و کینه نبود. سفیر را فقط یک بار دیده بود، هنگامی که پیرمرد، با ژولیده، از قطعه زمینی که تازه در آن چند خانه ساخته بودند، میان درختهای چراغانی شده جشن میلاد مسیح، سرازیر شده بود، او را به راون نشان داده بودند. پیرمردی بود   ادامه ...

انتشارات اساطیر پرویز داریوش (مترجم) کتاب غیرایرانی گراهام گرین

در سایهء خانه و در آفتاب کنار رودخانه و در ژای زورقها، در سایهء بیدبنان و انجیرها، سیذارتا پسر خوبروی برهمن، با دوست خود گوویندا، بار می‌آمد. آفتاب شانه های نزارش را تیره میساخت. و سیذارتا در غسلهای کیش‌ پاک، در قربانیهای روحانی، خویشتن به آب می‌شست. سایه هائی از برابر چشمانش، در انبه زار، به هنگام بازی می‌گذشتند، همچنان که مادرش نغمه می‌سرود، و پدرش چون با اهل دانش   ادامه ...

انتشارات اساطیر پرویز داریوش (مترجم) کتاب غیرایرانی هرمان هسه