دوشنبه هیجدهم اوت سال هزار و پانصد و هفتاد و دو، جشن باشکوهی درعمارت “لوور” پاریس برپا بود. در و پنجرههای عمارت که معمولا بسته و خاموش بودند، و هیچ نوری از آنها به بیرون نمیتابید، در این شب گشوده و چراغها و لوسترهای مجلل که همگی از درون و بیرون روشن بودند، چهرهای نورانی به ساختمان بخشیده بودند. کوچهها و خیابانهای اطارف لوور که شبها پس از ساعت نه ادامه ...
روز هشتم ماه فوریه سال هزار و هفتصد و نوزده مسیحی، ساعت ده صبح کالسکهای که نشان گل زنبق فرانسه و علامت خانواده دورلئان را داشت با دو جلودار و یک پیشخدمت داخل دهلیز دیر «شل» شد. با رسیدن به دهلیز کالسکه ایستاد، پیشخدمت پیاده شد، در کالسکه را باز کرد و دو مسافر از آن فرود آمدند. اولی مرد کوتاهقدی بود که چهل و پنج، چهل و شش سال ادامه ...
«لوئی سیزدهم» همیشه فکر میکرد که خودش از بهترین شمشیربازان کشورش است. اغلب از او میشنیدند که میگفت: – اگه دوستی داشتم که قصد دوئل داشت بهش پیشنهاد میکردم که اول منو و بعد هم «ترویله» و یا شاید اول اونو انتخاب بکنه. از بین دوستان شاه، ترویله یکی از نزدیکترین و وفادارترین آنها بود. در آن روزها، واقعا ضروری بود که شاه به وسیله افراد قابل اعتمادی چون ترویله، ادامه ...