پنج سطر

از هر کتاب

توفانی بود. نمی دانم در زمان کودکیم جمعیت پال چقدر بود. ولی در جائی که آدمی در تصمیم گیری هیچ نقشی ندارد دانستن میزان جمعیت چه ارزش دارد. در پال، همیشه بادهای سختی – تقریبا به رنگ سفید – از چهارسو می وزید و کُرک بال موجودات ناشناخته را در هوا می پراکند. تابستان، نجوای مرموز رودخانه های آکنده از جلبک های زنده بود…

■ رژه برخاک پوک
شمس لنگرودی
• نشر مرکز

شمس لنگرودی, کتاب ایرانی, نشر مرکز