پنج سطر

از هر کتاب

در یکی از روزهای ماه اوت مردی ناپدید شد. فقط برای تعطیلات به کنار دریا رفته بود، تا فاصله‌ای که بیشتر از نصف روز با قطار طول نمی‌کشید، و دیگر خبری از او نشد. تحقیقات پلیس و چاپ آگهی در روزنامه‌ها هم هیچ‌کدام به جایینرسید. البته گم‌شدن آدم‌ها چندان غیرعادی نیست. طبق آمار هرسال صدها مورد ناپدید شدن گزارش می‌شود. وانگهی، تعداد بازیافتگان بر خلاف انتظار کم است. قتل‌هاو تصادف‌ها   ادامه ...

انتشارات نیلوفر کتاب غیرایرانی کوبو آبه مهدی غبرایی (مترجم)

نام من سالمون بود، که مثل ماهی سالمون نوشته می‌شود، و نام کوچکم سوزی بود. من چهارده ساله بودم که در ۶ دسامبر ۱۹۷۳ به قتل رسیدم. در عکس‌های مربوط به دختران گمشده که در دهه هفتاددر روزنامه‌ها چاپ می‌شد، این دختران اکثرا شبیه من به نظر می‌رسیدند، دخترانی سفیدپوست با موهای قهوه‌ای. این قبل از آن بود که عکس بچه‌ها از همه نژادها و جنسیت‌ها روی کارتن‌های حاوی شیر   ادامه ...

آلیس سبالد کتاب غیرایرانی میترا معتضد (مترجم) نشر البرز

دوشنبه هیجدهم اوت سال هزار و پانصد و هفتاد و دو، جشن باشکوهی درعمارت “لوور” پاریس برپا بود. در و پنجره‌های عمارت که معمولا بسته و خاموش بودند، و هیچ نوری از آنها به بیرون نمی‌تابید، در این شب گشوده و چراغها و لوسترهای مجلل که همگی از درون و بیرون روشن بودند، چهره‌ای نورانی به ساختمان بخشیده بودند. کوچه‌ها و خیابانهای اطارف لوور که شبها پس از ساعت نه   ادامه ...

الکساندر دوما (پدر) انتشارات اکباتان شهرام پورانفر (مترجم) کتاب غیرایرانی

از همان صبح روز اول فهمیدم اسیرم کرده است. درون کاخی، در میان جنگلی پنهان به من گفت در بیرون بیماری کشنده‌ای شایع شده است. وقتی دروغ می‌گفت همه پرندگان به پرواز در می‌آمدند. از بچگی همین‌طور بود، هروقت دروغ می‌گفت اتفاق غریبی می‌افتاد: باران می‌بارید، درختان سقوط می&کردند یا پرندگان جملگی بالای سرمان به پرواز در می‌آمدند. من در کاخ بزرگی اسیر او بودم. کتاب‌های بسیاری برایم آورد و   ادامه ...

بختیار علی کتاب غیرایرانی مریوان حلبچه‌ای (مترجم) نشر ثالث

پانزده ژوئن ۱۷۶۷ آخرین روزی بود که برادرم کوزیمو لاورس دوروندو با ما گذراند. این روز را چنان به یاد دارم که انگار دیروز بود. در ناهارخوری خانه‌مان در اومبروزا نشسته بودیم. شاخه‌های پربرگ بلوط بزرگ باغ از پنجره دیده می‌شد. نیمروز بود. خانوادهء ما، به رسم قدیمی، همیشه در این ساعت ناهار می‌خورد. ناهار بعد از ظهر، شیوه‌ای که در بارولنگار فرانسه باب کرده بود و همهء اشراف آن   ادامه ...

انتشارات نگاه ایتالو کالوینو کتاب غیرایرانی مهدی سحابی (مترجم)

شب فرا رسیده بود. در خارج روشنائی در کوچه‌ها پرتو می‌زد و تابلوی نئون رستوران از گوشه‌ای پرتوهای قرمزرنگی باطراف پراکنده میساخت و اثر آن تا بدرون اطاقها پیش میامد. جیم مدت دو ساعتی در روی چهارپایه کوچکی نشسته و پاها را روی تخت قرار داده بود، وقتی تاریکی همه جا را فرا گرفت پاها را به کف اطاق قرار داد و با دستهایش پاهای خسته را مالش داد و   ادامه ...

انتشارات ارسطو جان اشتاین بک عنایت شکیباپور (مترجم) کتاب غیرایرانی

راجر بشنیدن نام خود چرتش پاره شد و از آن حالت نیمه بیهوشی و خواب‌آلود بیرون آمد و متوجه شد که باید چند ساعتی خوابیده باشد. هنگامیکه راجر بوکانان روی صندلی راحتی در ایوان هتل دراز کشید آفتاب ملایمی بصورتش تابیده بود و زمزمهء امواج دریا گوشش را نوازش میداد ولی اکنون که چشم میگشود هوا رو بتاریکی میرفت و نسیم سردی میوزید. ناگهان صدای جوان و پرشوری سکوت را   ادامه ...

کتاب غیرایرانی مارگریت وست میمنت دانا (مترجم) نشر صفی‌علیشاه

یوتا-جیما به معنی جزیره‌ی آواهاست، جزیره‌ای کم جمعیت با چیزی حدد هزار و چهارصد سکنه و ساحلی کمتر از سه مایل. در این جزیره از دو نقطه می‌توان چشم‌انداز فوق‌العاده زیبایی را تماشا کرد. یکی از این دو، معبد یاشیرو است، که رو به شمال غربی دارد و در نزدیکی راس جزیره قرار گرفته. معبد به منظره‌ای باز و یکپارچه از خلیج ایس مشرف است، و جزیره درست در تنگه‌ای   ادامه ...

فرناز حائری (مترجم) کتاب غیرایرانی نشر قطره یوکیو میشیما

تمام شب را از سرما لرزیده بودم و صبح، وقتی که رشید، چالهء وسط اتاق تخته‌ای دنگال را پر کرده بود ریم آهن و زغال سنگ و با دم دمیده بود و سرخی خوشرنگ ریم آهنهای افروخته، تو فضای نیمه تاریک اتاق، رنگ مخمل گرفته بود و من کنار چاله نشسته بودم و قلقل کتری بزرگ مسی را شنیده بودم، انگار که تمام سرمای شبانه، که همه تنم را پر   ادامه ...

احمد محمود انتشارات امیرکبیر کتاب ایرانی

رودخانه درینا، در قسمت اعظمی از مسیر خود، از دره‌های باریک محصور میان کوه‌هائی با سراشیب تند یا دره‌های عمیق با کناره‌های تند، جاری است. تنها در بعضی جاها، کناره‌های دوطرف رود، زمین‌های صاف حاصلخیزی است که برای زراعت و سکنا مناسب است. ویشه‌گراد، چنین محلی است، و در آن، درینا از خمیدگی تند دره عمیقی که صخره‌های بوت‌کووو و کوه‌های اوزاونیک به وجود آورده ظاهر میشود. خمی که رود   ادامه ...

ایوو آندریچ رضا براهنی (مترجم) سازمان کتابهای جیبی کتاب غیرایرانی