پنج سطر

از هر کتاب

دیروز بود که اطاقم را جدا کردند، آیا همان طوری که ناظم وعده داد من حالا بکلی معالجه شده ام و هفته دیگر آزاد خواهم شد؟ آیا ناخوش بوده ام؟ یک سال است، در تمام این مدت هرچه التماس میکردم و کاغذ و قلم میخواستم به من نمی دادند. همیشه پیش خودم گمان می کردم هرساعتی که قلم و کاغذبه دستم بیفتدچقدر چیزها که خواهم نوشت… ولی دیروزبدون اینکه خواسته باشم کاغذو قلم را برایم آوردند …

سه قطره خون

• نوشته صادق هدایت
• انتشارات نگاه

انتشارات نگاه, صادق هدایت, کتاب ایرانی