پنج سطر

از هر کتاب

بایگانی برای ‘خجسته کیهان (مترجم)’

به دنبال مکان آرامی بودم که در ان بمیرم. کسی بروکلین را پیشنهاد کرد و فردای آن روز از وست‌چستر به آن‌جا رفتم تا با شهر آشنا شوم. پنجاه و شش سال بود که به بروکلین پا نگذاشته بودم و آن را کاملا از یاد برده بودم. وقتی پدر و مادرم از آن‌جا رفته بودند سه سال بیش‌تر نداشتم، با وجود این دیدم به طور غریزی به محلهء سابق‌مان برگشته‌ام،   ادامه ...

پل استر خجسته کیهان (مترجم) کتاب غیرایرانی نشر افق