پنج سطر

از هر کتاب

بایگانی برای ‘انتشارات آگاه’

لیتوما همین که زن سرخپوست را بر درگاه کلبه دید حدس زد چه می‌خواهد بگوید. زن به راستی همان چیزها را می‌گفت اما به زبان کچوا مِن و مِن می‌کرد و در همان حال کف در دو گوشه دهان بی‌دندانش جمع شده بود. «توماسیتو این زنکه چه می‌گوید؟» «من که سر در نمی‌آرم، گروهبان» مامور گارد شهری به زبان کچوا و با حرکات سر و دست به زن حالی کرد   ادامه ...

انتشارات آگاه عبدالله کوثری (مترجم) کتاب غیرایرانی ماریو بارگاس یوسا

اولین باری که با فراچسکو مینلّی اشنا شدم در شهر رم بود، بیستم اکتبر هزار و نهصد و چهل و یک. من در آن زمان داشتم پایان‌نامهء لیسانسم را می‌نوشتم و پدرم یک سالی بود که در اثر آب مروارید داشت کور می‌شد. در یکی از ساختمان‌های نوساز محلهء فلامینیو در کنار رودخانه زندگی می‌کردیم، اندکی پس از مرگ مادرم در آن‌جا ساکن شده بودیم. من تنها فرزند آن‌ها بودم،   ادامه ...

آلبا د سس‌پدس انتشارات آگاه بهمن فرزانه (مترجم) کتاب غیرایرانی

در یک بار- بار یک فاحشه‌خانه، با دهلیزهای تو در تو، راهروهای تنگ، اطاق‌ها و سالن‌ها و گوشه‌هایتاریک و مرطوب، دیوارهای چرب و کثیف با گچ‌بری‌های درهم و برهم پیچیده – دو مرد روبروی هم نشسته‌اند و مشغول صحبتند. بیرون باران می‌بارد، پیش‌بینی می‌شود که هوا به شدت طوفانی خواهد شد. می‌گویند: هرچند جزیره از شر این طوفان در امان خواهد ماند، ولی تا چندروز تیرگی هوا و ریزش رگبار،   ادامه ...

انتشارات آگاه پییر-ژان رمی کتاب غیرایرانی مرتضی کلانتریان (مترجم)