پنج سطر

از هر کتاب

بایگانی برای ‘ژوزه ساراماگو’

اینجا دریا به انتها می‌رسد و خشکی آغاز می‌شود. شهر در زیر باران است و منظره‌اش تار دیده می‌شود، آب رود گل‌آلود است، ساحل‌های رود زیرِ آب رفته است. کشتیِ سیاه‌رنگ هایلند بریگید از مسیر تیرهء رود بالا می‌آید و می‌خواهد در اسکلهء آلکانتارا لنگر بیندازد. این کشتی بخار انگلیس، که متعلق به رویال میل لاین است، دائما در بین لندن و بوئنوس آیرس در رفت و آمد است، و   ادامه ...

انتشارات هاشمی ژوزه ساراماگو عباس پژمان (مترجم) کتاب غیرایرانی

مردی که وانت را می‌رانَد، سیپریانو آلگور» نام دارد. شغل اصلی‌اش کوزه‌گری و مردی شصت و چهارساله است، هرچند به ظاهر کمتر نشان می‌دهد. مردی که کنارش نشسته دامادش است. او «مارسیال گاچو» نام دارد و هنوز سی سالش نشده. با این حال، قیافه‌اش مسن‌تر نشان می‌دهد. به دنبال نام خانوادگی هردوشان پسوندهایی هم وجد دارد که معمولا از آن استفاده نمی‌کنند و حتا نمی‌دانندعلت وجودی، ریشه و معنای آن   ادامه ...

ژوزه ساراماگو کتاب غیرایرانی کیومرث پارسای (مترجم) نشر روزگار

روز بعدش هم کسی نمرد. این موضوع که مطلقا با قواعد حیات مغایر است، اوضاع و احوال جامعه را به هم ریخت و در افکار مردم اضطرابی عظیم ایجاد کرد که کا ملا موجه بود، چرا که ما فقط همین یک موضوع را مطرح می‌کنیم که در کل چهل مجلد تاریخ عمومی جهان هیچ اشاره‌ای یا حتی نمونه‌ای مشابه از این اتفاق موجود نیست که یک روز کامل بگذرد، با   ادامه ...

انتشارات مروارید ژوزه ساراماگو شهریار وقفی‌پور (مترجم) کتاب غیرایرانی

وقتی ژونا کاردا شاخه نارون را به زمین کشید، سگ های سِربِر یکجا شروع کردند به عوعو و مردم را به ترس و وحشت انداختند، چون از زمان های قدیم مردم اعتقاد داشتند که هر وقت سگها پارس کنند دنیا به آخر می رسد، و سگها تا آن موقع صدایی از خود درنیاورده بودند. حالا دیگر کسی یادش نیست که منشاء این خرافه ریشه دار یا اعتقاد استوار از کجاست…   ادامه ...

انتشارات هاشمی ژوزه ساراماگو کتاب غیرایرانی مهدی غبرایی (مترجم)