پنج سطر

از هر کتاب

بایگانی برای ‘پرویز داریوش (مترجم)’

آدمکشی در نظر «راون» کار مهمی نبود. تنها یک شغل تازه بود. فقط باید مواظب خودش می‌شد. باید مغزش را به کار می‌انداخت. مساله نفرت و کینه نبود. سفیر را فقط یک بار دیده بود، هنگامی که پیرمرد، با ژولیده، از قطعه زمینی که تازه در آن چند خانه ساخته بودند، میان درختهای چراغانی شده جشن میلاد مسیح، سرازیر شده بود، او را به راون نشان داده بودند. پیرمردی بود   ادامه ...

انتشارات اساطیر پرویز داریوش (مترجم) کتاب غیرایرانی گراهام گرین

خودتان می دانید که صبح زود در هاوانا، وقتی لاتها پشت به دیوار ساختمان خوابیده اند، حتی بیش از آنکه واگونهای یخ برای بارها یخ بیاورد، چه وضعی هست. خوب، دیگر، ما از آن طرف میدان از اسکله به کافهء مروارید سان فرانسیسکو آمدیم که قهوه بخوریم و فقط یک گدا در میدان بیدار بود که داشت آب می خورد، اما وقتی که داخل کافه شدیم و نشستیم، آن سه   ادامه ...

ارنست همینگوی پرویز داریوش (مترجم) سازمان کتابهای جیبی کتاب غیرایرانی

در چند میلی جنوب سوله داد، از کنار تپه ای، رودخانه سالیناس، عمیق و سبزرنگ جریان دارد و به دریاچه ای فرو می ریزد. آب آن گرم است، زیرا پیش از آنکه به دریاچه فروریزد، از روی شن های زرد و گرم و از زیر اشعه خورشید می گذرد. یک سوی رودخانه، سراشیب های زرین تپه های پیچاپیچ رو به کوه سرسخت و سنگی گابیلان کشیده شدهاست، اما آن سو   ادامه ...

انتشارات معرفت پرویز داریوش (مترجم) جان اشتاین بک کتاب غیرایرانی

در سایهء خانه و در آفتاب کنار رودخانه و در ژای زورقها، در سایهء بیدبنان و انجیرها، سیذارتا پسر خوبروی برهمن، با دوست خود گوویندا، بار می‌آمد. آفتاب شانه های نزارش را تیره میساخت. و سیذارتا در غسلهای کیش‌ پاک، در قربانیهای روحانی، خویشتن به آب می‌شست. سایه هائی از برابر چشمانش، در انبه زار، به هنگام بازی می‌گذشتند، همچنان که مادرش نغمه می‌سرود، و پدرش چون با اهل دانش   ادامه ...

انتشارات اساطیر پرویز داریوش (مترجم) کتاب غیرایرانی هرمان هسه