پنج سطر

از هر کتاب

بایگانی برای ‘کتاب غیرایرانی’

هنگامی که از دروازه رم، واقع در جنوب شهر، از پلاسان خارج می‌شویم، در سمت راست راه نیس، پس از اولین خانه‌های حومه، زمین بایری دیده می‌شود که در آن ناحیه به میدان سن میتر معروف شده است. میدان سن میتر چهارگوشهء درازی است که وسعتی دارد و در امتداد پیاده‌رو، این راه گسترده است و نواری از علفهای لگدمال‌شده پیاده‌رو آن را از جاده جدا می‌سازد. یک سوی آن،   ادامه ...

امیل زولا انتشارات نیلوفر کتاب غیرایرانی محمد غیاثی (مترجم)

ژیل دوفرن می‌گوید، «پاییز… معرکه‌ای است»، همه حرفش را تصدیق می‌کنند، لبخند می‌زنند، آسمان آبی تیره گرمایی تابستانی را بر سرشان فرو می‌پاشد. -من از دیگران چه کم دارم؟- نگاهشان را با تصویر فوق‌العاده زیبایی که در مجله‌های پلزیردوفرانس و ووتر مزون چاپ شده است نوازش می‌دهند: مزرعه‌ای که آن را بزخری کرده‌ایند – البته، بزی چاق و چله = و ژان شارل بابت بازسازی و تزئینش بقدر قیمت صد   ادامه ...

انتشارات هاشمی سیمون دوبوار کاوه میرعباسی (مترجم) کتاب غیرایرانی

در یک چشم بر هم زدن اتفاق افتاد. حرکتی در کهکشانها که وقوع آن می‌باید مدت درازی به طول می‌انجامید در یک میلیونیوم ثانیه روی داد. در رصدخانه کیپ‌هاتی، ستاره‌شناس جوانی مبهوت و درمانده بر جای خود نشسته بود چرا که تنها یک لحظه در روشن کردن دوربینی که ممکن بود بتواند از آن پدیده منحصر به فرد عکسبرداری کند درنگ کرده بود. پدیده‌ای که از درهم شکستن ذرات معلق   ادامه ...

دیویر سلتزر شهریار نیرومند (مترجم) کتاب غیرایرانی نشر سمیر

باراباس از راه دریا به خانه آمد و عضو خانواده شد، کلارای کوچک با خط زیبا و ظریف خود این واقعه را ثبت کرد. از همان زمان خود را عادت داده بود تا تمامی وقایع مهم را ثبت کند، بعدها، زمانی که سخن نمی‌گفت، رویدادهای کم اهمیت‌تر را هم ثبت می‌کرد، و حتی حدس هم نمی‌زد که پنجاه سال بعد محتوای دفترجه‌های خاطراتش خاطره‌های گذشته را تازه سازند و بیش   ادامه ...

انتشارات فردوس ایزابل آلنده عبدالرحمن صدریه (مترجم) کتاب غیرایرانی

باز به آن تابلوی کوچک نقاشی در قاب ساده‌اش، چشم دوخته‌ام. قرار است چند روزی به دهکدهء زادگاهم بروم و تماشای این تابلو خاطرات گذشته را به یادم می‌آورد. این تابلو را مدتها پیش نقاشی کرده‌ام. در این سالها هرگز آن را در نمایشگاهی برای تماشا نگذاشته‌ام، و هرچند که نقاشی شرم‌آوری نیست اما هروقت که آشنایانم از ده به دیدنم می‌آیند در گوشه‌ای پنهانش می‌کنم. با آن‌که اثر هنرمندانه   ادامه ...

چنگیز آیتماتوف کتاب غیرایرانی محمد مجلسی (مترجم) نشر دنیای نو

در تاریک روشن سالن کافه، صاحب آن مشغول چیدن میزها، صندلیها، جاسیگاری‌ها و شیشه‌های آب گازدار است، ساعت شش صبح است. احتیاج به روشنایی ندارد. خودش هم نمی‌داند چه می‌کند. هنوز خواب است. قوانینی بسیار قدیمی جزئیات حرکتهایش را تنظیم می‌کند، و برای یک بار هم که شده بر نوسان خواستهای انسانی سرپوش می‌نهد، هر ثانیه راهنمای حرکتی محض است. قدمی به یک سو، صندلی در سی سانتی متری، سه   ادامه ...

آلن رب گری‌یه پرویز شهدی (مترجم) کتاب غیرایرانی نشر دشتسان

– «هنوز که این جایی؟ چه کار می‌کنی؟ لحن سیلوی بد نبود، اما مهربان هم نبود، عصبی بود. ایرنا پرسید: «مگر بناست کجا باشم؟» – «خوب، در کشور خودت!» – «مگر در کشور خودم نیستم؟» البته سیلوی نمی‌خواست ایرنا را از فرانسه بیرون کند، همین طور نمی‌خواست این تصور به ایرنا دست بدهد که یک خارجیِ ناپذیرفته است. – «منظورم را فهمیده‌ای!» – «آره، می‌دانم، اما یادت رفته که من   ادامه ...

آرش حجازی (مترجم) انتشارات کاروان کتاب غیرایرانی میلان کوندرا

من اکنون در بیست و دومین سال زندگی خود هستم و، با این همه، تنها سالگرد تولدی که می‌توانم آن را به وضوح از بقیه متمایز کنم دوازدهمین سالگردتولدم است، چون در این روز مرطوب و مه‌آلود سپتامبر بود که برای اولین بار کاپیتان را دیدم. هنوز هم می‌توانم خیسیِ سنگ‌ریزه‌های حیاط چارگوش مدرسه در زیر کفش‌های ورزشی‌ام را احساس کنم و به یاد بیاورم، هنگامی که در زنگ تفریح   ادامه ...

عباس پژمان (مترجم) کتاب غیرایرانی گراهام گرین نشر مرکز

فرزند آسیابان، غرق در فکر، قدم برمی‌داشت. پسر بلندبالای چهارده‌ساله‌ای سوخته از باد و آفتاب بود و اندیشه‌های بسیاری در سر داشت. وقتی بزرگ شود، کبریت‌ساز خواهد شد. این کار به نحو بسیار لذت‌بخشی خطرناک خواهد بود، گوگرد بر انگشتان خواهد داشت و به این ترتیب هیچ کس جرات نخواهد کرد که به سویش دست دراز کند. به سبب کسب و کار پرطرش، رفقایش احترام بسیاری برایش قایل خواهند شد.   ادامه ...

قاسم صنعوی (مترجم) کتاب غیرایرانی کنوت هامسون نشر گل‌آذین

در ۱۸۱۵ «مسیو شارل فرانسوا بین‌ونو میری‌یل» اسقف دین‌ی بود. این، پیرمردی بود تقریبا هفتاد و پنجساله، از ۱۸۰۶ شاغل مسند روحانیت «دین‌ی» بود. گرچه این تفصیل هیچگونه، با زمینهء آنچه میخواهیم حکایت کنیم نیز، تماس ندارد، شاید اینجا، هیچ نباشد برای آنکه از همه جهت دقیق باشیم، نشان دادن زمزمه‌ها و بیهوده‌گویی‌هایی که هنگام ورود اسقف به مقر روحانی بحساب او جریان یافت بیفایده نباشد. راست یا دروغ، آنچه   ادامه ...

انتشارات امیرکبیر حسینقلی مستعان کتاب غیرایرانی ویکتور هوگو